قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
4786
تاريخ الفي ( فارسى )
جمعى را فرستاد كه در نواحى مصر او را گرفته به قلعهء اسكندريه بردند . امراى مصر به غايت از اين معنى آزرده خاطر شدند و همه از ظاهر متوهم شده در انديشه شدند . و خبر قرامحمد تركمان در اين وقت رسيد كه تبريز را در تصرف درآورده توقع دارم كه حكومت اينجا به نيابت سلطان به من مفوض باشد . و غرض اصلى آن بود كه اگر لشكر صاحبقران به دفع او آيد گريزگاهى داشته باشد . و در اين سال به محمد شاه ، حاكم هندوستان خبر رسيد كه ملك مفرح و اميران صده ، اسكندر خان را كه حاكم گجرات بود ، به قتل آوردند و شاهزاده محمد شاه چون گرم و سرد روزگار نكشيده بود « 1 » به عيش و عشرت مشغول مىبود و فكر ملك و مال چندان نداشت . و ملك بهاء الدين و ملك كمال الدين كه پسران عمّ او بودند از او برگشته غلامان سلطان فيروز شاه را - كه صاحب تاريخ هند يك لك « 2 » نوشته - با خود متفق ساختند و به خدمت سلطان فيروز شاه رفته او را خواهى نخواهى بيرون آوردند و محمد شاه ناچار به جنگ بيرون آمد . اما چون چشم فيلبانان و لشكريان بر سلطان فيروز شاه - كه ولىنعمت ايشان بود - افتاد از محمد شاه جدا شده نزد سلطان رفتند و محمد شاه شكست يافته بگريخت « 3 » و اسباب و اموال او بالتمام به تاراج رفت . و چون سلطان به غايت ضعيف و ناتوان بود ، به موجب صلاحديد غلامان تغلقشاه بن فتح خان كه نبيرهء سلطان بود ، به حكومت نامزد شد و امير حسين « 4 » ، داماد سلطان كه با محمد شاه اتفاق داشت ، به دست افتاده كشته شد و به تاريخ هجدهم رمضان همين سال فيروز شاه كه نود سال بلكه زياد داشت فوت شد . وى پادشاهى عادل ، حليم ، كريم بود و رعيّت و سپاهى هميشه از او راضى بودند و كسى در عهد او ياراى ظلم نداشت و سى و هشت سال و نه ماه پادشاهى هندوستان به او متعلق بود . به شكار رغبت تام داشت . بعد از فوت او سكه و خطبه به نام تغلقشاه شد و خطاب به سلطان غياث الدين تغلق يافت ؛ و ملك فيروز ، پسر ملك تاج الدين خان جهان « 5 » شده وزير مطلق العنان شد ؛ و حكومت گجرات به ملك فرج مقرر شد ؛ و بهادر ناهر ميواتى و ملك فيروز على ، به حكم قتلغشاه به سرمور كه محمد شاه آنجا بود رفتند و محمد شاه اندك جنگى كرده به شكست گريخت و از آنجا به نگركوت « 6 » آمد و چون نگركوت مضبوط بود ، لشكر دهلى بازگشت . و قتلغشاه به مقتضاى جوانى به عيش و كامرانى مشغول شده ظلم و فساد بنياد نهاد . ابو بكر
--> ( 1 ) . به گفتهء عبد القادر بدائونى ، محمد شاه در اين زمان در كوه سرمور مشغول شكار بود . - منتخب التواريخ ، ج 1 ، ص 254 . ( 2 ) . ده هزار . ( 3 ) . منتخب التواريخ : « به جانب كوه سرمور رفت . » ( 4 ) . منتخب التواريخ : مير حسن . ( 5 ) . ق : جان جهان . ( 6 ) . ق ، ش : كركوت